القاضي ابن البراج

مقدمه 25

شرح جمل العلم والعمل

شارح أول برد آنان پرداخته و سپس اخبارى را كه وجوب صوم و افطار را برؤيت هلال لازم ميشمارد ذكر فرموده است . بسط كلام و اشباع بحث در اين مسئله مىرساند كه در آن‌زمان قائلين بعدد زياد بوده‌اند و مسئله معركهء آراء بوده . در جواهر و حدائق اين قول را بشيخ صدوق در كتاب مشهورش من لا يحضره الفقيه و بشيخ مفيد در بعض كتب وى نسبت ميدهند . آنگاه قول محقق را از كتاب معتبر بر رد آن بيان ميكنند . محقق ضمن نقل اين قول ، آن را به قومى از حشويه « 50 » نسبت ميدهد . صاحب جواهر پس‌از نقل كلام وى ، منظور محقق را از حشويه ، كنايه از صدوق دانسته و لذا بر محقق اعتراض نموده است كه چنين تعبيرى دربارهء محدثى چون صدوق سزاوار نبود « 51 » . ميدانيم كه قول بعدد ، مبتنى بر اخبارى است كه نزد محققين مردود و با مقايسهء احاديث مخالف مرجوح شمرده شده است و بهترين جوابى كه از اين اخبار و قائلين به آن داده شده است از متقدمان ، سخن سيد مرتضى و قاضى است ( در همين كتاب ) و از متأخران جواب فيض كاشاني است در وافى

--> ( 50 ) - حشويه ( به سكون شين و فتح آن ) قومى را گويند كه در اعتقادات و غيره بظواهر متمسك ميشوند و لذا قائل بتجسم خداوند گرديده‌اند . سبكى در شرح أصول ابن حاجب گويد : « الحشوية طائفة ضلوا عن سواء السبيل يجرون‌آيات اللّه على ظاهرها و يعتقدون انه المراد سموا بذلك لأنهم كانوا في حلقة الحسن البصري فوجدهم يتكلمون كلاما . فقال ردوا هؤلاء إلى حشاء الحلقة فنسبوا إلى حشاء فهم حشوية بفتح الشين . و قيل سموا بذلك لان منهم المجسمة و الجسم حشو فعلى هذا ، القياس فيه ، الحشوية به سكون الشين . . . ( كشاف اصطلاحات الفنون 397 / 1 ) . ( 51 ) - لا ينبغي ترك الأدب معه لأنه من اجلاء الطائفة و من خزان آل محمد فهو اعلم بما قال . . . )